چند روز پیش در سایت رسمی ایشان خواستم کامنتی بگذارم و بگویم که اخوی یا رومی رومی یا زنگی زنگی! آخر تقلب شد یا نشد! دستکم آرا شما که کم شد. از این دلیل محکمتر.
نکتهای دیگر توجه مرا جلب کرد. محسن رضایی به گمانم از لقب دکتر خیلی خوشش میآید. به تعداد دفعات استفاده از کلمه دکتر دقت کنید.
ترسیدم نظری بگذارم دکتر هول شود و در جواب نسخه ما را بپیچد. از خیرش گدشتم که آدمی که خودش را بخواب زده بیدار نمیشود.
خدایا مپسند گدا پادشاه شود. اینجا که شد دستکم برای ملل دیگر مپسند!


6 دیدگاه:
ای کاش
ای کاش
ای کاش
قضاوتی ، قضاوتی ، قضاوتی
در کار
در کار
در کار
بود.
مخلصیم برادر
سبز باشی
یاحق
نقدی بر وبلاگ شمس و شراب یا مهدی عباسی آقای نوستالوژی
به نام هیچکس
درود
هر چند وقت یک سری به وبلاگت میزنم ولذت میبرم.
راستی خیلی دلم باست تنگ شده چه کنم که تو مشهد خیلی گرفتارم و میام ورامین سریع باید برگردم و نمیرسم بیام تهران ولی همیشه از فریدون نظری حالت و میبرسم.
خلاصه از سرنوشت بهترین لحظه ها رو برات آرزو دارم.
راستی خودت و نمی بینم ولی با سر زدن به وبلاگت ازت یاد میکنم
بدرود
به نام هیچکس
درود
دادا سامان مدنی هستم ناشناس کیه!
بازم سر سزدم و لذت بردم
چاکریم سامان جان
می دونم. این سرویس کامنتهای بلاگ سپوت است که می زنه ناشناس.
تو به دل نگیر
من خیلی جویای احوالت هستم.
قربانت مصطفی
ارسال يک نظر