Monday، August 02، 2010

برای ملاحت ملیحی

دوستان عزیز
لطفا دو فرم پیوست را با عنایت به اهمیت بالای آن خیلی زود پر کرده و برای بنده ایمیل کنید.. اگر تا پنجشنبه بفرستید بسیار خوب است وگرنه من باز ایمیل می‌زنم و پیگیری می‌نمایم
ارادتمند
علی ملیحی
[1]

علی را از همان روزهایی که ادوار آمد می‌شناختم. سایت ادوار نیوز راه افتاده بود. طراحی اش را من انجام داده بودم. مثل چند سایت دیگری که کار کرده بودم خوب از آب در نیامد. خیلی تلاش کردم که از دوستان بخواهم سایت بهتری و جدیدتری آماده کنند. با چه بی بضاعتی سایت بروز می‌شد و علی یک تنه بار آنرا بردوش می‌کشید.
علی ساده بود. هیچ گاه گفتگویم با او را زمانی که عبدالله در زندان بود از یاد نمی‌برم. چه آشفته بود. گمان کردم حتی گریست.
علی ساده بود. به هزار و یک دلیل ساده بود. شک ندارم اگر روزی ورق برگردد او از آنهایی است که سودای ریاست بر سر نخواهد داشت. چوب خطهای زندانش را دلیل ارجحیتش بر دیگران نخواهد یافت. علی به دموکراسی باور داشت و از استبداد و دیکتاتوری گریزان بود. دیکتاتوری در قاموس او شری غیر ضرور بود. یکبار که با او صحبت می‌کردم از اینکه تماشاگران فوتبال در استادیوم آزادی برای تیم آلمانی سلام هیتلری فرستاده بودند ناراحت بود. و چه ابلهند این تماشاگران و نه تماشاگرنماها!
حال مدتی است اعتصاب غذا کرده است. زندانبانان حرمت نگه نمی‌دارند و آبرو می‌برند. چاره‌ای نیست، باید خوراک پس زد تا شاید کمی احترام بر سر سفره آورد. او نیز چون من جسمش طاق تقلای روحش را ندارد. پس از چند روز اعتصاب غذا به بهداری اوین منتقل شده است.
ملیحی یک نکته‌ی دیگری هم داشت. وقتی می‌خندید نمکین می‌شد صورتش. حال روزهاست که شاید خنده‌اش نمی‌آید. دیگر خنده بر لب همه ما خشک شده است. اما دوست دارم به او بگویم:
"خنده‌هایت را نگه دارد. روزگاری خنده‌ها از لبان خشکیده‌مان خواهد جوشید. شک مکن"


1- متن یکی از ایمیلهای علی ملیحی.
او همیشه پیگیری می‌کند. آیا می‌شود پیگری‌های او ناتمام بماند؟

2 دیدگاه:

hamed گفت...

vala adam mimone chi bege, ruzi ke raftebodim sait ro tahvile bache ha bedim, to daftare advar koli ba ham sohbat kardim, az shenidan in khabar koli raftam to fekr, bazi vaght ha be in fek mikonam ke cheghad tavon bas vase eshtebahe pedaran va madaranemon bedim, cheghad hazine, cheghad javon??/

مانا مهر گفت...

هی یاد این افتادم:

فلک را جور بی اندازه گشته ست

جهان را رسم و آیین تازه گشته ست

هزار امروز هم‌آواز زاغ است

گل از بی‌رونقی‌ها خار باغ است

نه خندان غنچه، نه سرو از غم آزاد

نه گل خرم، نه بلبل خاطرش شاد

غم دیرینه گر در سینه داری

چه غم گر باده‌ی دیرینه داری

دو چیز انده برد از خاطر تنگ

نی خوش نغمه و مرغ خوش آهنگ

فلک را عادت دیرینه این است

که با آزادگان دائم به کین است...