Wednesday، April 14، 2010

منتظری در دو اپیزود

آيت‏‌اللَّه شيخ حسينعلى منتظرى فقيد زمانى كه رسانه‏‌اش تغيير كرد، هم مخاطب، هم وزن، هم قافيه، هم جهت فكرى، هم محتواى پيام و هم تا حد زيادى پايگاه اجتماعى‌‏اش عوض شد. تا در تهران و قم پيشنماز بود بايد حرفهاى تلويزيون را براى مستمع فرهنگِ شفاهى تكرار كند. هنگامى كه ارتباط با مخاطبان پا به حيطۀ متن گذاشت و نوشته تنها راهِ رساندن پيام شد، محتواى پيام هم زمين تا آسمان فرق كرد.

مخاطب فرهنگ شفاهى ـــــ در مسجد، كليسا، كنيسه يا هر معبد و مناسك و پرستشگاهى ــــ پذيراى پيامى است كه از كودكى به آن خو كرده: حقْ خوب و متبرّك است و داراى ثواب؛ باطلْ بد و ملعون است و مستوجب عِقاب. چنين پيامى معمولاً رايگان است، مصرف آن فقط در حد آداب مقرر وقت مى‌‏گيرد و مخاطب تا دفعه بعد نيازى ندارد به آن فكر كند، زيرا حقيقتِ مطلقِ ِ ازلى و ابدى طى هفتۀ آينده هم سرش جايش خواهد ماند.

در مقابل، مخاطب پيام مكتوب نه تنها وقت صرف موضوع مى‌‏كند بلكه چه بسا آن را خريده باشد و، مانند هر خريدار ديگرى، حق خويش مى‏‌داند زير و بالايش كند، نگه دارد، به ديگران نشان بدهد، نظرشان را بپرسد، نظر خودش عوض شود و نظر ديگران را نسبت به آن عوض كند. منتظرى به‌‏عنوان آيت‌‏اللَّه روستايى پيشتر براى گروه اول حرف مى‏‌زد اما يك روز منبر و ميكرفنش را گرفتند و از آن پس ناچار چيزهايى براى گروه دوم روى كاغذ ‌‏آورد. اين شروع استحاله و ترفيع او بود.

-- ترفيع شگفت‌‏انگيز يك آيت‏‌اللَّه، م. قائد


م. قائد مطلبی دارد با عنوان «ترفيع شگفت‌‏انگيز يك آيت‏‌اللَّه». بنظرم آنقدر مفید هست که کمی وقت بگذاریم و آنرا بخوانیم.

0 دیدگاه: